خاطرات
یاد باد آن روزگاران یاد باد
خاطرات عملیات خیبر وبدر /قسمت اول
در ادامه بخوانید...
رويكرد انفعالي خواست مخالفان دولت است
کد مطلب: 27154
تاریخ انتشار: 1395/04/14
آرمان: احمد حكيمي‌پور اين روزها دغدغه فعال نبودن احزاب را دارد و توصيه مي‌كند كه تدابيري انديشيده شود تا احزاب به مانند سال‌هاي پاياني دهه ۷۰ فعال شوند. احمد حكيمي پور راهكارهايي براي اين نگراني دارد كه در گفت‌وگو با « آرمان» به آن اشاره كرده است.

احمد حكيمي‌پور در گفت‌وگو با آرمان:

رويكرد انفعالي خواست مخالفان دولت است

آرمان: احمد حكيمي‌پور اين روزها دغدغه فعال نبودن احزاب را دارد و توصيه مي‌كند كه تدابيري انديشيده شود تا احزاب به مانند سال‌هاي پاياني دهه ۷۰ فعال شوند. احمد حكيمي پور راهكارهايي براي اين نگراني دارد كه در گفت‌وگو با « آرمان» به آن اشاره كرده است. متن گفت‌وگوي حكيمي‌پور را در ادامه مي‌خوانيد:

اين روزها بازار فعاليت احزاب كساد است و بیشتر موضع‌گيري‌ها به صورت مستقل صورت مي‌گيرد، چرا؟

اين طورنيست. براي پاسخ به اين سوال بايد به مرامنامه احزاب اشاره كنیم. بر همين اساس احزاب داراي اهدافي هستند كه در مسير تحقق آن تلاش مي‌كنند. بنده منكر بي‌اعتمادي مردم به احزاب نيستم و اين مقوله مربوط به اين دوره نيست بلكه پس از انقلاب و در سير اتفاقاتي كه رخ داد چنين وضعيتي پديدار شد و دليلش هم بيگانه بودن برخي با كار تشكيلاتي و جمعي است. اين گروه از هر فرصتي براي ايجاد تفرقه و اختلاف ميان مردم و مسئولان استفاده مي‌كنند.

دور شدن احزاب از کار ویژه اصلی خود چه تبعاتي دارد؟

مسلم است كه رشد فردگرايي و انفعالی عمل کردن نسبت به بررسي عملكرد مسئولان، حركت در مسيري است كه دلواپسان و مخالفان تحزب دنبال مي‌كنند و سعي دارند با پرورش چنين فضايي به اهداف خود برسند. نبايد فراموش كرد ميدان داري اين اقليت و رفتارهاي نامسئولانه آنها سبب شده كه هنوز فرهنگ كار حزبي در كشور نهادينه نشود.

در زمان اصلاحات تعداد احزاب به اندازه امروز نبود اما تحرك‌ و تاثيرگذاري بيشتري داشتند.

درست است در دهه ۷۰ و به ويژه در سال‌هاي آخر آن، توسعه سياسي كه شعار دولت اصلاحات بود زمينه را براي مشاركت مردم فراهم كرد كه به دليل برخي برخوردها و رفتارها اين مسير ادامه پيدا نكرد و ابتر ماند و همين رفتارهاي دور از تدبير سبب شد به توسعه و تكامل سیاسی نرسيم. همين شرايط سبب شد كه احزاب در زمان‌هايي فعال شوند كه قرار است انتخاباتي برگزار شود و پس از انتخابات كمتر مي‌توان اثري از فعاليت اين احزاب پيدا كرد.

اين مشكل تنها گريبانگير ماست يا كشورهاي ديگر هم دارند؟

متاسفانه بايد گفت كه تحزب در كشورمان در مقايسه با بسياري از كشورهاي هم‌رديف ايران از نظر توسعه سياسي، اجتماعي و حتي اقتصادي خيلي كم‌رنگ است و تقريبا نقشي در تعاملات سياسي ندارد. اين درحالي است كه در پاكستان، تركيه يا مصر، تحزب بعد از مجموعه ارتش و قواي مسلح مهم‌ترين ركن تعاملات سياسي را تشكيل مي‌دهد. در تركيه كه ظرف يك دهه گذشته، احزاب توانسته‌اند ارتش را هم كنار زده و همچون جوامع توسعه‌يافته بدل به قدرت سياسي شوند و حتي در كشورهايي نظير هند، تركيه، مالزي، برزيل، آرژانتين نيز فعاليت‌هاي حزبي كاملا نهادينه شده و انتخابات مجالس يا قوه مجريه آنها از طريق حزبي صورت مي‌گيرد و چنين است كه همان حزب به عنوان برگزيده‌اي از ميان مردم به پرسشگري پرداخته و ناظر بر قدرت سياسي مي‌شود و اين درحالي است كه در ايران كهن با چنین پيشينه تاريخي مردم هنور بنابر قدرت تشخيص خود و بعضا اطلاعات نادرست يا خواست قومي و قبيله‌اي به انتخاب نماينده خود در هر منصبي مي‌پردازند و جالب‌تر آن است كه احزاب و جريانات سياسي در بسياري موارد به جاي آن كه همچون كشورهاي پيشرفته خود اقدام به انتخاب نامزد نمايند، و نقش آفرين باشند دنباله رو افراد و اشخاص مي‌شوند و به دنبال سهم‌خواهي‌هايي در راستاي منفعت‌هاي فردي و جناحي شان هستند و اين همان مسيري است كه اكثر احزاب را به كاسبان سياسي تبديل مي‌كند نه ناظراني قدرتمند! و اندك احزاب وفادار به تعهد و باورهاي‌شان نيز به حاشيه كشانده مي‌شوند و هرگونه حركت آنها در سپهر سياسي كشور حتي از سوي همفكرانشان نقد مي‌شود.

اين موضوع سبب ايجاد شكاف ميان مردم و مسئولان نمي‌شود؟

با چنين فرهنگي شايد ديگر نبايد توقع داشت كه مسئولان در اتاق‌هاي شيشه‌اي، خود را در معرض نظارت مردم ببينند و چنين است كه هيچ فرد يا مسئولي خود را متعهد به تحقق وعده و شعارهايش نمي‌داند و برنامه‌هايي كه گروه‌ها و ائتلاف‌ها قبل از هر انتخاباتي ارائه مي‌كنند صرفا همان هيجان سياسي انباشته شده‌اي است كه فروكش مي‌كند و هيچگاه پيگير عمل بدان نمي‌شوند. بنابراين وقتي باور به شكل‌گيري احزاب نيرومند وجود ندارد، يعني خودمان به ايجاد سايه امني مي‌پردازيم كه عده‌اي اندك در راستاي منافعي خاص اكثريتي را در مقابل مردم زير سوال مي‌ببرند، و يك روز اختلاس‌ها بر ملا شده و روز ديگر فيش‌هاي نجومي منتشر مي‌شود يا تخلفات سازماني آشكار مي‌گردد. در چنين شرايطي هيچگاه از منتخبان مردمي كه بر آمده از ائتلاف‌هايي سياسي هستند نمي‌توان انتظار داشت تا حتما به تعهد‌هاي گروهي شان پايبند باشند چرا كه آنها خود را برآمده از راي مردم مي‌نامند نه همراه با انديشه و جرياني كه سال‌ها به گردآوري خواست مردم و پاسخ به مطالبات آنها پرداخته است و اين نقطه آغاز فردگرايي است كه مانع از كار شورايي براي حل ريشه‌اي مشكلات مي‌شود.

نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ترین
آخرین عناوین