خاطرات
یاد باد آن روزگاران یاد باد
خاطرات عملیات خیبر وبدر /قسمت اول
در ادامه بخوانید...
بخش یازدهم -پشت پرده ماجرای استیضاح شهردار وقت تهران
کد مطلب: 27149
تاریخ انتشار: 1395/03/28
بعد از گذشته شش ماه از تشکیل کمیته بررسی تذکرات به شهردار وقت تهران ( مرتضی الویری) خانم وسمقی مسئول کمیته اعلام کرد که کارها بنابر ماموریت تعیین شده پیش نمی رود و مشکلاتی وجود دارد . به نظر می رسید که کار کمیته به نتیجه مطلوب نخواهد رسید و تذکرات شفاهی و کتبی ما هم به جایی نرسید . شهرداری نظارت گریزبود و این محل اعتراض ما قرار داشت .

بعد از گذشته شش ماه از تشکیل کمیته بررسی تذکرات به شهردار وقت تهران ( مرتضی الویری) خانم وسمقی مسئول کمیته اعلام کرد که کارها بنابر ماموریت تعیین شده پیش نمی رود و مشکلاتی وجود دارد . به نظر می رسید که کار کمیته به نتیجه مطلوب نخواهد رسید و تذکرات شفاهی و کتبی ما هم به جایی نرسید . شهرداری نظارت گریزبود و این محل اعتراض ما قرار داشت . اختلاف نظر جدی از موضوع بودجه ابلاغی شورا شروع شد . شهرداري و فرمانداري هر دو به برخي مواد بودجه اعتراض كرده بودند. با توجه به اين اعتراض، بودجه قابل اجرا نبود، اما شهرداري برای تامین هزینه های خود درخواست پول کرده بود. پيشنهاد شهرداري اين بود كه سه دوازدهم بودجه در اختيار شهرداري قرار گيرد. حقيقي، اصغرزاده، وسمقی و من  با اين پيشنهاد مخالفت كرديم و بر بودجه مصوب شورا تأكيد نموديم.

 در جلسه علني بعد از تعطیلات عید نوروز دوباره موضوع اختلافی بر سر بودجه مطرح شد . شهردار تهران بخشنامه ای صادر کرده بود مبنی بر اینکه حتی یک ریال هزینه انجام نشود و با خبر شده بودیم که حقوق ماهیانه کارکنان پرداخت نشده بود . من در آن جلسه این اقدام را حرکتی سیاسی و بر عیله شورا عنوان کردم .

به هر حال با درخواست آقای الویری و رای شورا قرار شد تا در جلسه غیرعلنی موضوع بررسی شود . در این جلسه مطرح شد که آقای الویری با صراحت اعلام کرده که با این بودجه نمی تواند کار شهرداری را ادامه دهد و از ادامه کار انصراف می دهد . نظر برخی از اعضا بر این بود جریانی در تلاش است تا شهرداری را در مقابل شورا قرار دهد . در همان جلسه اقای اصغرزاده پیشنهاد کرد تا " قبل از هر چيز شهردار اعلام كند كه آيا آمادگي دارد بخشهايي از بودجه را كه مورد اعتراض قرار نگرفته اجرا كند يا نه، تا ما بر اين اساس تصميم بگيريم." پس از سخنان اعضا الویری با پیشنهاد اصغرزاده موافقت کرد ولی در هر حال باز هم آقای خسروی و آقای حجاریان معتقد بودند که نمی شود بخشی از بودجه اجرا و بخشی دیگر معطل بماند و این مورد اختلاف جدی شد . آقای حجاریان در برابر اختلاف به وجود آمده برای اولین بار از انحلال شورا صحبت کرد و گفت که یا باید شهردار برود و یا اینکه شورا را منحل کنیم و پیشنهاد داد تا زمان روشن شدن وضعیت همه دستورها متوقف شود . به هر حال اقای الویری از ابلاغ بودجه سرباز زد و از سویی برخی از اعضا به تایید حجاریان موافق بودند که اگر قرار است شهرداری نظارت گریز باشد درخواست انحلال شورای شهر تهران به دولت داده شود .

در واقع می توان گفت در آن زمان آقای الویری خودش را جدا از شورا می دانست و تمایلی نداشت تا شورای شهر بر هزینه های شهرداری نظارتی داشته باشد و همواره به دنبال تصویب مصوبه ای درباره مسائل مالی باید منتظر شروع جنجالی از سوی شهرداری می شدیم . اما پس از مدتی با پافشاری اعضای مبنی بر قانونی بودن بودجه مصوب آقای الویری ابلاغ بودجه را پذیرفت ، هر چند که جمعي از مديران شهرداري در اقدامي هماهنگ و با هدفي مشترك، عليه شورا و بودجه مصوب به مصاحبه با رسانه های مختلف می پرداختند تا شورا را وادار به عقب نشینی کنند ولی ما معتقد بودیم که باید به دور از سیاسی کاری باید اقدامات کارشناسی ملاک عمل قرار گیرد . اما این شاید اغاز شروع اختلافات جدی میان شورا و شهرداری بود و هر روز با ابهام و سوال دیگری مواجه می شدیم  و این موجب شد تا طرح سوال از شهردار و استیضاح وی مطرح شود .  

نخستین طرح استیضاح در تاریخ ١١/٣/٧٩ با امضای 8 نفر از اعضای شورا در کمسیون فرهنگی و اجتماعی تهیه شد .  

خانم وسمقی و جلایی پور ، آقایان اصغر زاده ،  خسروی ، لطفی ، حقیقی ، عابدینی و من از امضا کنندگان طرح استیضاح بودیم . اما در نامه ای که برای درخواست استیضاح به هیات رییسه شورا ارائه شد تعداد امضا ها به پنج نفر کاهش یافت و خانم جلایی پور ، آقایای حقیقی و عابدینی امضای خود را پس گرفتند و این اقدام نیز جای تامل داشت . متاسفانه برخی از دوستان در آن زمان هر گونه تصمیم را با بیرون از شورا تنظیم می کردند و این همان خسرانی بود که وجود داشت ، چرا که به نگاه کارشناسی موجود لطمه وارد می ساخت .

در آن نامه چند دلیل را برای استیضاح مطرح کرده بودیم . ضعف شدید مدیریت در سیستم شهرداری باوجود اختیارات وسیعی که شورا به شهرداری داده بود، عدم مدیریت مراودات مالی سازمانها و شرکتهای تابع شهرداری که از واریز کردن درآمدشان به حساب خزانه داری شهرداری خودداری می کردند ،  وارد آوردن خسارات مادی و معنوی به حقوق شهر بر اثر عدم‌اجرای مصوبات شورا، عدم‌ انجام وظایف مصرح قانونی در ماده٧١ قانون شورا و عزل و نصب مدیران ارشد بدون مشورت شورا ، انجام معاملات غیرقانونی عدم اخذ مجوز برای هزينه اعتبارات مواد 16 و  17و عدم گزارش دهی و نظارت گریزی از مواردی بود که محل پرسش اعضا قرار داشت .
استدلال ما این بود که با این وضعیتی که با آن رو به رو هستیم ادامه حضور آقای الویری در شهرداری هزینه هایی را به شورا و شهرداری وارد می سازد و این یک خسارتی است که باید جبران شود ، این تاکید ما از منظر نگاه کارشناسی به اتفاقاتی بود که با آن مواجه می شدیم و هیچ گاه نگرش سیاسی بر چنین تصمیم حاکم نبود . ولی متاسفانه برخی از دوستان فارغ از نگاه کارشناسی از زاویه دید سیاسی به ماجرا نگاه می کردند و معتقد بودند که استیضاح شهردار به نفع جریان اصلاحات نیست و بازتاب های بیرونی اش خوشایند نخواهد بود . اما ما معتقد بودیم که امانتدار مردم هستیم و باید با آنها صادق باشیم و به درستی وظیفه خودمان را انجام دهیم .

امضا کنندگان طرح استیضاح شهردار وقت معتقد بودند که نباید حقوق مردم با ملاحظات سیاسی و جناحی تلفیق شود ، چرا که باید در نخستین دوره شوراها بنای کارها به درستی گذاشته می شد . من بر این باور بودم که نباید حتی در برابر دوستان صمیمی خودمان در مقابل حقی که مردم بر گردن ما دارند با مماشات برخورد شود اما به هر حال تلاشهایی از بیرون هم صورت می گرفت تا با مصلحت سنجی هایی استیضاح منتفی شود و هر دفعه با دلایلی زمان آن به تعویق می افتاد .

به خاطر دارم که یکبار درست ده روز پس از اغاز به کار دور دوم دولت اصلاحات موضوع استیضاح شهردار وقت در دستور کار شورا قرار گرفت و قرار بود تا در جلسه صحن علنی در تاریخ 28 خرداد 80 موضوع طرح و بررسی شود . در آن زمان آقای عطریانفر ریاست شورا را بر عهده داشت . ان روز ایشان در جلسه حاضر نشد و آقای حجاریان هم که نائب رییس شورا بودند به دلیل شرایط جسمی و مداوای بعد از ترور نافرجام نتوانست در جلسه حضور داشته باشد و بنابراین جلسه برگزار نشد . استدلال دوستان بر این بود که در ابتدای آغاز به کار دور دوم دولت ، استیضاح شهردار اقدامی خوشایند نیست و بنابراین تلاش شد تا به تعویق بیافتد .

البته ما هم تا قبل از طرح استیضاح این امکان را فراهم آورده بودیم تا در صورت اصلاح رویه و انجام کار کارشناسی کار به استیضاح کشیده نشود و بنابراین چندین بار برای پاسخگویی به آقای الویری فرصت داده شد .
در 24 تیرماه 80 از آقای الویری درخواست شد تا به جلسه شورا بیاید و به سوالات طرح شده پاسخ دهد . اعضا از پاسخ های ایشان قانع نشدند .  پس از ان جلسه برای دومین بار در آن مدت ، میان اعضای شورا رای استمزاجی  گرفته شد مبنی بر اینکه آيا الويري برود يا بماند ؛ به خاطر دارم 7 نفر بر رفتن ایشان از شهرداری رای مثبت داده بودند و 4 نفر هم رای سفیده داده بودند . گفتنی است که در رأي گيري پيشين رفتن الويري مشروط به يافتن گزينه مناسب شده بود و این بار دیگر پیش شرطی وجود نداشت .

بار دیگر قرار شد تا الویری چهارم مرداد ماه به شورا بیاید . او درخواست کرد تا جلسه غیرعلنی برگزار شود که چنین شد . در این جلسه او نتیجه تصمیم گیری های شورای شهر و مصاحبه های برخی از اعضا که در آن به صراحت مطرح می شد " الویری شهردار نیست " را دلیل بی ثباتی مدیریت شهری می دانست و این را دلیلی بر عدم پاسخگویی مدیران به خودش عنوان کرد و این بار درخواست کرد تا شورای شهر او را از این وضعیت بلاتکلیفی خارج کند . او در این جلسه دو پیشنهاد را مطرح کرد نخست اینکه هرچه سریعتر استیضاح شود که گفت چنانچه هشت نفر از اعضای شورا به استیضاح او رای مثبت بدهند بدهند خودش استعفا می دهد و دیگر اینکه انتقادات طرفین مورد بحث قرار گیرد و در صورت عدم اقناع اکثریت بازهم او استیضاح شود .

در این میان کمیته ای  که مسئول حل و فصل موضوع استیضاح شهردار شده بود در وهله اول تلاشش بر این بود تا به شکلی موضوع استیضاح منتفی شود و حتی به برخی از امضاکنندگان استیضاح فشار وارد می شد تا امضای خود را پس گیرند ؛ ولی ما برای استیضاح شهردار پافشاری می کردیم  چرا که همچنان ابهامات وجود داشت و شهرداری نتوانسته بود گزارش های قانع کننده ای را برای پاسخ به سوالات طرح شده ارائه کند. بعد از ساعتها بحث و گفت و گو دوستانی که به هر نحوی به دنبال منتفی شدن طرح استیضاح بودند پیشنهاد کردند که با اجرای نمایشی از استیضاح ، از آقای الویری درخواست کنند که خودش از شهرداری استعفا دهد .

 این موضوع از سوی نمایندگانی به نیابت از کمیته مذکور با آقای الویری طرح می شود و ایشان در ابتدا با گذاشتن شروطی آن را پذیرفت . ایشان درخواست می کند تا قبل از هر اقدامی نسبت به عادی سازی روابط میان شورا و شهرداری اقدام شود و سپس در جلسه ای او حرفاهایش را مطرح کند و بعد رای گیری شود و در صورتی که 8 نفر از اعضای شورا به وی رای عدم اعتماد دهند او نیز استعفای خود را ارائه می کند . او تاکید داشت که نباید رفتن او از شهرداری مبنی بر عدم کفایتش و بازی با ابرویش باشد و از شرایط پیش آمده که باعث تضعیف جایگاه مدیریتی اش شده بود بسیار ناراحت بود. اما بعد از مدتی با رفتار برخی از اعضای شورا و مصاحبه هایی که علیه شهرداری صورت می گرفت آقای الویری نظر خود را تغییر داد و اعلام کرد که استعفا نمی دهد و استیضاح از سوی اعضا صورت گیرد .  

بنابراین رایزنی های کمیته و تلاش برخی از اعضای شورا نتیجه ای نداشت و قرار شد تا استیضاح انجام شود . در هشتم شهریور ماه در جلسه فوق العاده ای سوالهای اعضا از شهردار اعلام وصول شد و ده روز فرصت برای دریافت پاسخ ها در نظر گرفته شد . طبق قرار آقای الویری ده روز بعد برای پاسخ به سوالات به صحن شورا آمد . سوالات درباره مسائل مالی و اموال شهرداری بود که آقای الویری نتوانست هیچ یک از سوال کنندگان را قانع کند .
درنهایت پس از کش‌وقوس‌های فراوان جلسه استیضاح در تاریخ ١٤آبان ١٣٨٠ پس از دو‌سال‌ ونیم‌ وقت‌کشی و کش‌دادن موضوع در دو نوبت صبح و عصر برگزار شد.

استیضاح‌کنندگان شهردار، خانم وسمقی و آقایان اصغرزاده، لطفی، خسروی و من  و مخالفت استیضاح نیز آقای عابدینی بود، البته سه نفر از اعضای شورا آقایان دوزدوزانی، فروزش و حقیقی نیز غایبان جلسه بودند. در روز استیضاح آقای محسن آرمین  ، میثم سعیدی ، علی تاجرنیا ، استاندار تهران و تعدادی از مسئولین در جلسه حضور داشت .
جالب آن بود که اکثریت اعضای شورا به این نتیجه رسیده بودند که مدیریت اقای الویری بر شهرداری تهران دارای اشکالاتی هست و ایشان نباید در این جایگاه بماند ولی از آنجا که استیضاح را به مصلحت نمی دانستند همچنان تلاششان بر این بود تا ایشان از طریق استعفا شهرداری را ترک کند و چانه زنی بر روی گزینه بعدی صورت گیرد .

رایزنی هایی بین اعضای جبهه مشارکت و حزب کارگزاران سازنندگی صورت گرفته بود و آنها به توافق رسیده بودند که اجازه ندهند استیضاح رای آورد .

با چنین معادله ای و با تلاش های صورت گرفته در نهایت استیضاح آقای الویری با ٥ رأی موافق، ٥رأی مخالف و ٢رأی ممتنع رأی نیاورد و ایشان مجددا در سمت خود ابقا شد.

البته ما نیز با توجه به لابی هایی که هر روز صورت می گرفت پیش بینی می کردیم استیضاح رای نخواهد آورد ولی طبق مسئولیت نمایندگی خودمان راه درست را انتخاب کرده بودیم و پیگیر حقوق مردم بودیم . ولی حالا باید به نظر اکثریت شورا احترام می گذاشتیم و از این به بعد باید آنها در برابر رای شان به حفظ وضع موجود به مردم پاسخ می دادند . بعد از آن جلسه احساس کردم کارهای کارشناسی تحت تاثیر فشارهای سیاسی از بیرون قرار می گیرد و دیگر انگیزه ای برای حضور در عرصه مدیریتی شورا نداشتم. بنابراین علاوه بر استعفا از هیات رییسه از سمت دبیر اجرایی شورا هم استعفا دادم و تصمیم گرفتم که بر روی پاسخ به مطالبات مردم به صورت موردی متمرکز شوم .

تقریبا یکسال و نیم مانده بود به پایان شورا و انتقادات به ضعف عملکرد مدیریتی آقای الویری پررنگ تر شده بود ولی دیگر ما اصراری برای برکناری ایشان نداشتیم ، چرا که یکسال قبل مشکل را طرح کرده بودیم و اکثریت شورا تصمیم دیگری گرفته بودند. پس از گذشت مدتی گویی معادلات برخی از دوستان تغییر کرده بود و شاهد اظهار نظرات جالبی بودیم . همان دوستانی که مانع از آن شدند تا استیضاح شهردار وقت رای بیاورد اکنون آقای الویری را تحت فشار می گذاشتند تا از شهرداری برود. آقای عابدینی که زمانی امضایش را برای استیضاح پس گرفته بود حالا از مخالفان جدی شهردار وقت بود . برخی از اعضای شورا با انجام مصاحبه هایی تهدید آمیز تلاش داشتند تا الویری را وادار به استعفا کنند .

بنابراین اعضا به دنبال تغییر مدیریت شهری بودند ، و فشارها برای استعفای وی هر روز بیشتر می شد . سعید حجاریان از طرف اعضا مامور شد تا با آقای الویری صحبت کرده و او را راضی به استغفا کند و از طرفی برخی هم با آقای خاتمی صحبت کرده بودند تا پستی را برای آقای الویری در نظر گیرد تا او از شهرداری استعفا دهد . برایم رفتار دوستان بسیار جالب بود ! زمانی که ما بر ضعف مدیریتی شهرداری اعتراض داشتیم همه تلاشها بر این بود تا شهردار بر جایش ابقا شود و حالا همه انرژی و وقت اعضا صرف آن می شد تا ایشان برود !

روز چهارشنبه 24 بهمن ماه 1380 جلسه غيرعلني تشكيل شد. صبح همان روز آقای حجاریان صحبتهایی را با آقای الویری کرده بود . ایشان در جلسه اعلام کرد که آقای الویری متن استعفانامه اش را نوشته و در جیب ایشان گذاشته و اگر شهردار بعدی تعیین شود استعفا را مطرح می کند . اکنون برای اعضا موضوع انتخاب شهردار بعدی و یا تعیین سرپرست برای شهرداری در این یکسال باقی مانده به مسله ای اصلی تبدیل شده بود که رفتن آقای الویری منوط به انتخاب بلافاصله شهردار بعدی بود . ما از جریانات پشت پرده خبر نداشتیم ، ولی ظاهرا هماهنگی های قبلی شده بود و حتی تعیین شده بود تا آقای الویری به عنوان سفیر ایران در اسپانیا منصوب شود .
اما اتفاق جالبی که افتاد نحوه اعلام استعفای آقای الویری بود ، که البته خانم وسمقی در کتاب خاطرات خود به شکل متفاوتی آن را روایت کرده است . ایشان نوشته اند که اقای الویری استعفای خودش را منوط به استعفای آقای حجاریان کرده بود که بنابراین سعید حجاریان نیز برای پایان بخشیدن به غائله استعفایش را نوشته و نزد آقای الویری می گذارد و پس از بازگشت به جلسه حجاریان استعفاي الويري را به رئيس وقت شورا آقا عطریان نفر میدهد و ایشان متن استعفاي را قرائت و با حداکثر آرا به تصویب می رساند ولی به نظر می رسد که این روایت صرفا نه بر اساس مشاهدات بلکه شاید برداشت ایشان از این ماجرا است . آنطور که من به خاطر دارم آن روز آقای حجاریان به خاطر مصرف داروهایش پس از بروز شرایط جسمانی بعد از حادثه ترور حالت مزاجی خوبی نداشت و بر روی فرشی که بر روی آن نماز می خواندیم در حاشیه جلسه دراز کشیده بود و به حال خودش نبود . آنطور که شنیده ام آقای عطریانفر که ریاست وقت شورا را بر عهده داشتند بدون آنکه آقای حجاریان متوجه شود متن نامه استعفا را از جیب ایشان در می آورد .
به خوبی به یاد دارم که در نیمه های جلسه آقای عطریانفر بعد از لابی که با آقای حجاریان می کند جلسه را ترک کرد و پس از چند دقیقه بازگشت . اینجا معلوم بود که باید منتظر یک اتفاق باشیم . وقتی به سالن برگشت بلافاصله گفت استعفای آقای الویری را گرفتم . متن استعفا خوانده شد و بلافاصله رای گیری انجام گرفت و استعفای شهردار وقت تهران پذیرفته شد . بعد از این اتفاقا آقای حجاریان دلخور شد و دیگر جلسات را نمی آمد و این ناراحتی ایشان تاییدی بر اتفاقی است که افتاده بود .  از این جا بود که دیگر با مشکلات جدی تری در شورا رو به رو شدیم .

 

پایان بخش دهم/ انتشار مطلب با ذکر منبع بلامانع است .

نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ترین
آخرین عناوین