خاطرات
یاد باد آن روزگاران یاد باد
خاطرات عملیات خیبر وبدر /قسمت اول
در ادامه بخوانید...
کاشی فیروزه ای تهران گم شد !
کد مطلب: 27125
تاریخ انتشار: 1395/02/21
چند روز پیش تصویری تاسف انگیز در یکی از کانال های خبری دیدم که حکایت از دزدیده شدن باقیمانده های سردر مدرسه معمار باشی در منطقه عودلاجان می کرد‌. کاشی های فیروزه ای دارای قدمت که البته به نظر نمی آید سرقت آن‌ها از عهده معتادان و رهگذران بر آید و باید دست افراد دیگری در میان باشد . کاشی های فیروزه‌ای رنگی که بعد از سرقت از بازارهای تهران، مثل سید اسماعیل، عتیقه فروشی‌های خیابان منوچهری و سعدی و حتی عتیقه‌فروشی‌های کاشان و دیگر شهرها سر در آورده‌اند. ردیابی این آثار اصلاً کار سختی نیست اما به نظر می‌رسد آن‌قدر که درباره گم شدن کوزه‌های سفالی حساسیت وجود دارد، درباره این کاشی‌ها، کوبه‌ها و کلون‌ها، حساسیت قانونی برای برخورد وجود ندارد. خیلی از این آثار در چمدان مسافران قرار می‌گیرد و به راحتی از کشور خارج می‌شود و این هویت مکانی شهر ماست که به راحتی فراموش می شود

احمد حکیمی پور- چند روز پیش تصویری تاسف انگیز در یکی از کانال های خبری دیدم که حکایت از دزدیده شدن باقیمانده های سردر مدرسه معمار باشی در منطقه عودلاجان می کرد‌. کاشی های فیروزه ای دارای قدمت که البته به نظر نمی آید سرقت آن‌ها از عهده معتادان و رهگذران بر آید و باید دست افراد دیگری در میان باشد . کاشی های فیروزه‌ای رنگی که بعد از سرقت از بازارهای تهران، مثل سید اسماعیل، عتیقه فروشی‌های خیابان منوچهری و سعدی و حتی عتیقه‌فروشی‌های کاشان و دیگر شهرها سر در آورده‌اند. ردیابی این آثار اصلاً کار سختی نیست اما به نظر می‌رسد آن‌قدر که درباره گم شدن کوزه‌های سفالی حساسیت وجود دارد، درباره این کاشی‌ها، کوبه‌ها و کلون‌ها، حساسیت قانونی برای برخورد وجود ندارد. خیلی از این آثار در چمدان مسافران قرار می‌گیرد و به راحتی از کشور خارج می‌شود و این هویت مکانی شهر ماست که به راحتی فراموش می شود. این مقدمه ای برای بیان آنچه هست که در این دوسال و نیم اخیر و پس از احیای کمیته تخصصی میراث فرهنگی و بافت تاریخی در شورای شهر با آن به تکرار مواجه شده ام . موضوعی که شاید برای برخی بسیار جزئی و پیش پا افتاده باشد ولی در اصل دست درازی به حس مکانی مردم تهران کهن است .شهر تهران با برخورداری از حدود 2250 هکتار بافت تاریخی مصوب و تجربه بیش از 2 قرن پایتختی کشور، گنجینه ای ازمیراث ملموس و ناملموس تاریخ سرزمین را در خود پرورانده است. گنجینه ای که می‌رود با نبود یک مدیریت یکپارچه، منسجم وکارآمد، به فراموشی سپرده شود و این نیز نکته ای است که بارها بر آن تاکید 
کرده ایم. نگاهی به مداخلات صورت گرفته تا کنون تصدیقی بر این مدعاست. مداخلاتی که بدون توجه به بستر و زمینه، صرفاً با انجام اقدامات کالبدی و سوداگرانه مشکلی به مشکلات بافت تاریخی افزوده و آشفتگی موجود را دامن زده اند و به تبع آن، هر چه بیشتر بافت را در معرض نابودی 
قرار داده اند.
این درحالی است که در راستای تحقق سند چشم انداز 20 ساله ، عمل به سیاست‌های کلی شهرسازی ذیل سیاست‌های کلان نظام ابلاغی مقام معظم رهبری، مورخ 29/11/1389 ، ماده 151 و 152 قانون برنامه پنجساله پنجم کشور، سند چشم‌ا‌نداز تهران‌در سال 1404 ، طرح جامع شهر تهران و نیز به منظور عملیاتی نمودن مصوبه سال 1388 شورای اسلامی شهر تهران با موضوع «تعیین سیاستهای اقتصادی، جذب مشارکت بخش خصوصی در حفظ و احیای اماکن تاریخی»، مدیریت بافت تاریخی شهر تهران شکل گرفت و انتظار می رفت تا در مدیریتی یکپارچه هویت شهر تهران با فرهنگ سازی و برنامه ریزی حفظ و احیا شود.در عین حال در سند جامع حفاظت از بافت تاریخی تهران نیز حفظ و احیای آثار و فضاهای ارزشمند طبیعی- تاریخی و فرهنگی و احیای هویت تهران به عنوان پایگاه معاصر تحولات ایران مورد تاکید قرار گرفته است که این بیانگر وجود نگاهی کلان به این موضوع است ؛ ولی آنچه اکنون مهم است اینکه ما نتوانسته‌ایم هنوز به انسجام برنامه ریزی برای مدیریت حفظ و احیای بافت تاریخی و فرهنگی تهران بپردازیم‌. حداقل کاری که می توانست در این سالها صورت گیرد آگاه سازی مردم نسبت به ارزش بافت های تاریخی و میراثی در ایجاد تعلق حس مکانی بود و در یک کلام می توان گفت که راه حل مقابله با این مساله ایجاد نگهبانی نبوده و نیست بلکه افزایش تعلق شهری افراد و آگاه سازی‌شان است. چرا که شهروند آگاه به خوبی می داند که بی توجهی به حفظ و مرمت بدیهی ترین نمایه های تاریخی شهر چون آرایه‌های تزئینی درهای چدنی مانند سر در باغ ملی، کاشی ها ، کلون ها ، خط نوشته های بر روی دیوار و بسیاری موارد دیگر که هر روز در بازار های عتیقه فروشی به نازل ترین قیمت به فروش می رسند می‌تواند هویت شهری اش را مخدوش و پیشینه معماری تهران را تضعیف کند. بنابراین اگر میزان تعلق شهری و مکانی را بالا ببریم و درباره ارزش بافت های تاریخی و میراثی به مردم اطلاعات بدهیم با شهروندانی اگاه مواجه خواهیم شد که دیده‌بان‌هایی برای حفظ هویت خودشان خواهند بود .با این وجود بی شک در دو دهه اخیر، رشد بی‌رویه شهرها، صدمات جدی و جبران‌ناپذیری را موجب شده است. هسته مرکزی و قدیمی شهرها چون تهران با تحمیل طرح‌های ناقص شهری مواجه بوده و در نتیجه اجرای این طرح‌ها آسیب‌های فراوان در سیمای آن‌ها ایجاد شده است، بسیاری از مسوولا‌ن و برنامه‌ریزان شهری از درگیر شدن با مسائل و معضل‌های بافت تاریخی و سامان دادن به آنها به شدت اکراه دارند و نمی‌دانند که چگونه می‌توان از این مناطق برای تامین نیازهای امروزی استفاده نمود. بنابراین نوسازی و توسعه شهرها با الگوهای نوین رویکردی است که نتیجه ای جز تخریب بافت های تاریخی را به همراه ندارد .قیمت تجاری زمین در این مناطق آن‌چنان فریبنده است که این مناطق با هجوم انبوه‌سازان و مافیای مسکن مواجه‌اند و نادیده انگاشتن ارزش‌های فرهنگی و تاریخی و اجتماعی بافت‌ها از سوی اقشار مختلف و غلبه امیال سوداگرانه حفظ هویت فرهنگی و تاریخی شهرها و حفظ تعلق شهروندی را به یک معضل فرهنگی و اجتماعی تبدیل کرده است.اگر بخواهیم به الگوهای موفق مدیریت شهری در دنیا توجه کنیم شاهد خواهیم بود که تعامل بین ضرورت‌های حفظ قسمت قدیمی شهر و توسعه بافت نوین شهری از اهمیت بالایی برخوردار است و در واقع می توان با نگاهی به شهرهای تاریخی اروپا که در آنها بافت تاریخی شهرها یکی پس از دیگری برای استفاده امروزی مرمت و نوسازی می‌شوند، رهیافت مناسبی را به دست آورد. این رهیافت چیزی نیست جزو استفاده مناسب دوباره از بخش قدیمی شهرها با بهسازی و مرمت بافت تاریخی و احیای بافت های فرسوده با حفظ هویت مکانی آن، که این مهم میسر نمی شود جز با اینکه با مدیریت یکپارچه شهری به برنامه ریزی کلان و منسجم و از یک سو آگاه سازی شهروندان 
بپردازیم .

نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ترین
آخرین عناوین