خاطرات
یاد باد آن روزگاران یاد باد
خاطرات عملیات خیبر وبدر /قسمت اول
در ادامه بخوانید...
بخش پنجم-روند شکلگیری ساختارشورا ونظارت بر شهرداری
کد مطلب: 27117
تاریخ انتشار:
انتخابات مجلس ششم را پیش رو داشتیم ، و فضای سیاسی کم کم آماده رقابت انتخاباتی می شد . از این طرف علی رغم اینکه هنوز چندماهی از آغاز به کار شورای شهر نمی گذشت زمزمه حضور برخی از اعضا در رقابت انتخابات مجلس شنیده می شد . البته در همان مدت هم هنوز برخی از دوستان گویی حضور در شورای شهر را جدی نگرفته بودند و صرفا شرکت در جلسات علنی شورا برای آنها تنها وظیفه قانونی تلقی می شد ، و خارج از آنجا مشغله های فراوانی داشتند . به عبارت دیگر شاید برخی بدون مطالعه به شورا آمده بودند و شاید اشکال اساسی در این بود که بررسی کارشناسی نسبت به وظایف و مسئولیت های شورای شهر انجام نشده بود

انتخابات مجلس ششم را پیش رو داشتیم ، و فضای سیاسی کم کم آماده رقابت انتخاباتی می شد . از این طرف علی رغم اینکه هنوز چندماهی از آغاز به کار شورای شهر نمی گذشت زمزمه حضور برخی از اعضا در رقابت انتخابات مجلس شنیده می شد . البته در همان مدت هم هنوز برخی از دوستان گویی حضور در شورای شهر را جدی نگرفته بودند و صرفا شرکت در جلسات علنی شورا برای آنها تنها وظیفه قانونی تلقی می شد ، و خارج از آنجا مشغله های فراوانی داشتند . به عبارت دیگر شاید برخی بدون مطالعه به شورا آمده بودند و شاید اشکال اساسی در این بود که بررسی کارشناسی نسبت به وظایف و مسئولیت های شورای شهر انجام نشده بود و بحثی در میان گروهها و یا افراد صورت نگرفته بود که آیا حضورشان در این مسند مفید و موثر خواهد بود یا خیر ! هر چند که افراد دارای تجربه ای در بین ما بودند که سوابق وکالت ، وزارت ، مدیریت استانداری و مدیریت اجرایی در سطح کلان داشتند ولی نگرش درستی نسبت به جایگاه و وظایف شورای شهر که در قانون آمده بود و آنچه خواست مردم بود ، وجود نداشت .
با این وجود تلاش بسیاری برای استقرار اولین دوره شورای شهر صورت گرفت . ساختار شورا تدوین و تصویب گردید و بنابر آیین نامه داخلی که تنظیم شده بود نحوه اداره جلسات و تقسیم کار شورا مشخص شد . امور شورا بنابر آیین نامه میان اعضای شورای شهر تقسیم شد ، البته هیات رییسه که وظایف و مسئولیت های معینی داشتند و بنابراین برای بنده و آقایان نوری ، حجاریان ، درودیان و لطفی در تقسیم کار برنامه ای دیده نشد تا بتوانیم امور هیات رییسه را پیگیری کنیم . طبق ساختار مدون ، امور شورا در دو سطح کمسیون و کمیته تعریف گردید . کمسیون های برنامه و بودجه ، فرهنگی و اجتماعی و عمران سه کمسیون تخصصی بودند که تشکیل شدند و بر اساس وظایفی که در قانون برای شورای شهر تعیین شده بود ، ساختار و شرح وظایف این کمسیون ها تدوین شد و هر 5 نفر عضو شورا در یکی از کمسیون ها جای گرفتند . در عین حال برای نظارت بر امور شهر تهران 5 کمیته تشکیل شد که در هر کمیته 3 عضو شورا حضور یافتند . در آن زمان بیست منطقه شهرداری تهران به 5 پهنه تقسیم شد و کمیته مناط شمالی ، جنوبی ، شرقی ، غربی و مرکزی شهر تهران تشکیل شد که 3 نفر از اعضای شورا در هر کدام از این کمیته های 5 گانه عضو شدند . بنده ، آقای دوزدوزانی و آقای عطریانفر در کمیته پهنه غرب تهران عضو شدیم که آقای دوزدوزانی ریاست کمیته را بر عهده داشتند بنابر تقسیم کاری که صورت گرفته بود هر دو هفته یکبار به مناطق سر می زدیم و جلساتی را با مدیران شهری مناطق برگزار می کردیم و از مشکلات مردم آگاه می شدیم . کم کم ساختار شورا شکل می گرفت ؛ به تدریج با بررسی های صورت گرفته مشخص شده بود که کدام یک از شرکت ها و سازمانهای شهری از نظر مالی زیان ده هستند و مشکلات آنها چیست . ساماندهی لازم برای مباحث مربوط به بودجه انجام گرفت و ساختاری برای رسیدگی به مسائل مالی شهرداری و نظارت بر آن تدوین شد . در واقع هر چه جلوتر می رفتیم کارها بیشتر می شد و گاهی به دوستان می گفتم که این شورای شهر به اندازه چند وزارتخانه کار دارد و این بیانگر این بود که باید اعضا وقت بیشتری را بگذارند و کار را جدی تر بگیرند ؛ هر چند که برخی از دوستان همچنان تلقی شان این بود که صرف حضور در جلسات صحن علنی و حداکثر کمیسیون ها کفایت می کند و استدلال آنها بر این بود که فقط باید یکسری مصوباتی در شورا داشته باشیم و بعد هم شهردار که مسئولیت اداره شهر را دارد این مصوبات را اجرایی کند . برخی از دوستان مطرح می کردند که همین کفایت می کند که تنها ماهی یکی یا دو جلسه بگذاریم و به بررسی اقدامات شهرداری بپردازیم تا از روند اجرایی مصوبات آگاه شویم . این مسله ای بود که تا آخر شورای اول نتوانستیم آن را حل کنیم .

به هر حال اولین تجربه شورای شهر بود ، ولی تاکید بر این بود که باید قانون به درستی و کامل اجرا شود اما در عمل توافقات حاصل نمی شد ، از طرفی مدیران شهرداری هم به خوبی به فرایند کارها آگاه بودند و در رایزنی با اعضای شورا تلاش می کردند تا صرفا مصوباتی کلی در شورا طرح شود و بتوانند اختیارات کلان را از شورای شهر بگیرند .

تصویب مصوبات کلی اختیارات شورا را کاهش دهند و امور را به شهرداری واگذار نمایند ، با ساختار مالی که تدوین شد به مناطق شهرداری اجازه می داد تا سقف 500 میلیون تومان بنابر اختیارات هزینه کنند ولی بیش از آن با نظارت و بررسی و تصویب شورا صورت گیرد . اما همین موضوع سرآغاز مسائلی بود که به اختلافات منجر شد . مدیران شهرداری اختیارات بیشتری را می خواستند و ما در شورای شهر زیر بار این خواست نرفتیم و معتقد به پیروی از قانون بودیم . البته دیگر خیلی سخت گیری نمی کردیم و فرایند امور اجرایی و نظارتی شورا را طبق قانون پیگیری می کردیم و این باعث شد تا تنش هایی به وجود بیاید . جالب آن بود که در خارج از شورا گویی مسائل به شکل دیگری منعکس می شد و می گفتند که شورا می خواهد چوب لای چرخ مدیران شهرداری بگذارد تا اجازه ندهد کارها انجام شود ، در حالی که واقعیت این نبود . تنها تلاش ما بر اجرای دقیق قانون بود و از طرفی هم به خوبی می دانستیم که چنانچه به امور نظارتی به درستی عمل نکنیم در شهرداری با مشکلات بسیاری رو به رو خواهیم بود .

حوزه شهرداری بسیار گسترده بود و باید ساختار مالی آن با شفافیت تعریف می شد . آن زمان گویی روال شده بود که هر دستگاه و یا سازمانی که از نظر مالی با مشکل رو به رو می شد ، شهرداری باید آن را جبران می کرد و صرفا قانونمند شدن ساختار مالی می توانست این مشکلات را حل کند . ایستادگی برای قانون مند کردن کارها به طور طبیعی با فشارهایی از سوی برخی از افراد همراه بود ، ولی این دلیلی نبود تا برخی از اعضا از انجام وظایف و مسئولیتی که مردم بر عهده آنها گذاشته اند شانه خالی کنند . شاید همین فشارها و حاشیه ها بود که موجب شد تا برخی از اعضا به بهانه حضور در رقابت انتخاباتی مجلس ششم در همان ماههای اول از شورای شهر استعفا دهند . اما برخی غافل از آن بودند که شورای شهر نهادی تازه تاسیس است و باید به استقرار آن کمک شود . جلسات متعددی در این باره برگزار کردیم و من و آقای درودیان به عنوان مخالف صحبت کردیم . ولی خب مخالفان در اقلیت بودند و سایر اعضا معتقد بودند دکه استعفا از شورا و کاندیداتوری در عرصه ای دیگر حق هر فرد است . بیش از همه تاکید داشتم که آقای نوری نباید از شورا بروند و حتی با خود او هم صحبت کردم و با دلایلی مطرح کردم که رفتن ایشان از شورای شهر به این نهاد تازه شکل گرفته ضربه می زند ، از طرفی پیش بینی می کردم که ایشان رد صلاحیت می شود . در آن روز بعد از صحبتهایی که مطرح شد آقای نوری گفت که از شورا نمی رود  ولی بعدها متوجه نشدم که چرا ایشان پذیرفت که برای انتخابات مجلس از شورا استعفا دهد !

 

پایان بخش پنجم / انتشار مطلب با ذکر منبع بلامانع است 

نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ترین
آخرین عناوین