خاطرات
یاد باد آن روزگاران یاد باد
خاطرات عملیات خیبر وبدر /قسمت اول
در ادامه بخوانید...
سردرگمي صنعت توريسم در نظام برنامه‌ريزي
کد مطلب: 27110
تاریخ انتشار:
یادداشتی از دکتراحمد حکیمی پور:

در برنامه اول توسعه گسترش و تقويت برنامه‌هاي تبليغاتي براي معرفي جاذبه‌هاي فرهنگي، تاريخي و طبيعي كشور، برپايي كنفرانس‌ها، نمايشگاه‌ها، جشنواره‌هاي فرهنگي و هنري، سرمايه‌گذاري در زمينه ايجاد واحدهاي ارزان براي اقامت مسافران از جمله سياست‌هايي بود كه مورد توجه قرار گرفته بود و بنابر اهداف اين برنامه افزايش تعداد گردشگران خارجي به سه ميليون و۱۸۰ هزار نفر، افزايش تعداد ايرانيان كه به خارج مي‌روند به ۸۳۰ هزارنفر، حصول ۴۵۰ ميليون دلار درآمد ارزي ناشي از ورود گردشگران خارجي و تمشيت امور ۸۰۰ هزار زائر حج و ۴۷۲ هزار نفر زائر سوريه مدنظر بود كه با توجه به شرايط كشور در آن دوران تا حدودي محقق شد. برنامه دوم توسعه رويكردي متفاوت داشت و با وجود حضوري كه ايران در مجامع بين‌المللي در طول اجراي اين برنامه داشت نتوانستيم در جذب نيروي‌هاي متخصص و آموزش در عرصه توسعه صنعت توريسم با رويكرد اقدام تخصصي براي بهره‌گيري از ظرفيت توريسم پذير كشور موفق باشيم. در حالي كه ۱/۹۴ درصد از اهداف برنامه دوم در سال‌هاي ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۸ در ارتباط با تعداد گردشگران ورودي تحقق يافت، اما متوسط تحقق درآمدهاي پيش بيني شده ۹/۹۰ درصد بوده كه اين به معناي عدم تحقق برنامه است. در برنامه سوم توسعه، اولويت دادن به بخش خصوصي و ايجاد فضاي مناسب رقابتي و جلوگيري از رقابت غيراصولي بخش‌هاي دولتي از سياست‌هاي اصلي اعلام شد و سازمان ايرانگردي و جهانگردي و سازمان ميراث فرهنگي را موظف به ارائه طرح حمايت و هدايت بخش خصوصي و غير دولتي جهت سرمايه‌گذاري در احياي بيابان‌ها و بافت‌هاي تاريخي با مشاركت دولت كرد. برنامه چهارم توسعه نسبت به ساير برنامه‌هاي قبلي نگاهي جامع‌تر به مبحث توريسم داشته، به‌طوري‌كه به دولت اجازه داده شده بود تا از ۵۰ درصد باقيمانده حساب ذخيره ارزي براي امور اقتصادي كه يكي از آنها توسعه گردشگري است استفاده كند. اما با تغيير دولت با رفتاري متفاوت و سردرگمي سازمان گردشگري وقت موجب شد تا با وجود تلاشهاي صورت گرفته نسبت به معرفي ايران و جذب توريسم نتوانيم باز هم به اهداف تعيين شده نزديك شويم. در سياست‌هاي كلي ابلاغ شده برنامه ششم توسعه نيز به مانند ساير برنامه‌ها نگاشته شده است كه توسعه گردشگري جز با تقويت هويت ملي، ميراث فرهنگي و صنايع دستي، تقويت انسجام ملي، بهره‌گيري از سرمايه ايرانيان خارج از كشور و بهره‌گيري از گردشگري در بهبود روابط منطقه‌اي و بين‌المللي امكان پذير نخواهد بود و ورود ۳۵ ميليون گردشگر به ايران از اهداف اين برنامه ذكر شده است. اين آرماني بسيار خوب است ولي با مروري بر آنچه در نگرش برنامه‌ريزي كشور جاري گرديده است اينكه همواره از مكانيسم نگارش برنامه‌هاي خوب برخوردار بوديم ولي در فرايند اجرايي با كمترين ميزان توجه به تاكيد بر توسعه فعاليت‌هاي عمران زيرساخت‌هاي گردشگري، نوسازي بافت‌هاي تاريخي شهرها، بازسازي فضاهاي تفريحي مواجه بوديم و اين درحالي است كه مي‌توان با تنفيذ درست برنامه‌هاي بالادستي به مديريت‌هاي مياني كه همان شهرداري‌ها هستند به تقويت پتانسيل‌هاي گردشگري پرداخت و در واقع سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري مي‌تواند نهادي بالادستي براي تقويت سازمان گردشگري در رده مديریت مياني در شهرها باشد و اينگونه در مشاركت دستگاه‌هاي مختلف و با بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي بخش خصوصي مي‌توانيم اميد داشته باشيم كه رويكرد برنامه‌ريزي در برنامه ششم توسعه تا حدودي محقق شود.

* رئيس كميته گردشگري شوراي شهر تهران

 

نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ترین
آخرین عناوین