خاطرات
یاد باد آن روزگاران یاد باد
خاطرات عملیات خیبر وبدر /قسمت اول
در ادامه بخوانید...
بخش دوم – شکل گیری شورای شهر اول
کد مطلب: 27109
تاریخ انتشار:
قبل از پیروزی انقلاب نظارت و پیگیری امور شهر در انجمنی به نام " انجمن شهر " انجام می شد . یک پارلمان کوچک در ضلع شمالی پارک شهر بود که محل تشکیل جلسات این انجمن در شهر تهران بود . در آن زمان جمعیت شهر تهران بسیار کمتر از اکنون بود و البته مشکلات هم به مراتب کمتر ولی همین انجمن 40 عضو داشت ، در عین حال اختیاراتش از شورای شهر فعلی بسیار بیشتر بود .پس از شکل گیری شورای شهر اول ، ساختار و دفتر همان انجمن به محل استقرار شورای شهر تهران انتقال یافت ، با این تفاوت که برای شهری که حالا کلانشهری با جمعیتی افزون تر و مشکلات متعددتری نسبت به سالهای قبل بود ، تنها 15 عضو در شورای شهر حضور داشتند .

قبل از پیروزی انقلاب نظارت و پیگیری امور شهر در انجمنی به نام " انجمن شهر " انجام می شد . یک پارلمان کوچک در ضلع شمالی پارک شهر بود که محل تشکیل جلسات این انجمن در شهر تهران بود . در آن زمان جمعیت شهر تهران بسیار کمتر از اکنون بود و البته مشکلات هم به مراتب کمتر ولی همین انجمن 40 عضو داشت ، در عین حال اختیاراتش از شورای شهر فعلی بسیار بیشتر بود . پس از شکل گیری شورای شهر اول ، ساختار و دفتر همان انجمن به محل استقرار شورای شهر تهران انتقال یافت ، با این تفاوت که برای شهری که حالا کلانشهری با جمعیتی افزون تر و مشکلات متعددتری نسبت به سالهای قبل بود ، تنها 15 عضو در شورای شهر حضور داشتند . ولی آنچه مهم بود اینکه شوراهای شهر به عنوان یکی از ارکان حاکم ساختن مردم سالاری و تاثیر مردم در تعیین سرنوشتان تشکیل شده بود و مردم خودشان با انتخاب نمایندگانی ، در سرنوشت محیط زندگی شان نقش آفرینی می کردند .
با تمام فراز و فرودها ، اولین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در اسفند 77 انتخاباتش برگزار و در اردیبهشت 78 تشکیل شد . من هم در کنار دیگر دوستان به انتخاب مردم وارد شورای شهر شدم . نهادی که بیست سال دیرتر از دیگر نهادهای درون نظام شکل گرفته بود ؛ و به همین خاطر با مشکلاتی رو به رو شدیم که خودش داستانهایی داشت . تا قبل از شکل گیری شورای شهر وزارت کشور قائم مقام شورای شهر تهران بود و در استانها نیز استاندار این مسئولیت را بر عهده می گرفت . فرایند کارها نظارت نهاد بالادستی را نداشت . مثلا در زمینه انجام هزینه ها ، شهرداری کارهایش را در طول مدت یکسال انجام می داد و سپس در پایان سال در قالب یک برگه مصوبه برای هزینه های انجام شده از وزارت کشور می گرفت و در اسناد هزینه های قطعی اعمال و بایگانی می شد . در واقع جلسه ای برگزار نمی شد تا بودجه ای برای درآمد ها و هزینه ها مصوب شود و نیز نظارت چندانی بر هزینه های انجام شده وجود داشت . در چنین شرایطی ما وارد شورا شدیم . همان روزهای اول وقتی گزارش فرایند اقدامات را دریافت می کردیم متوجه شدیم وارد فضایخلاء مانندی شده ایم که با مشکلات بسیاری مواجه هستیم . همان زمان برای دوستان مثال می زدم که وضعیت ما مانند این است که مجلسی شکل گرفته و همه سر جای خودشان نشسته اند و یک تازه وارد داخل مجلس می شود و همه باید جابجا شوند تا او بتواند جا بگیرد ، ولی در آن مجلس که همه با فاصله از یکدیگر نشسته اند و اجازه نمی دهند که تازه وارد اصلا داخل شود و تا آخر باید ایستاده در کناری نظاره گر باشد . حتی دوستان تعابیری داشتند مانند اینکه شکل گیری شورا مانند کلیه پیوندی بر پیکره نظام است که سیستم آن را پس می زند چرا که با بیست سال تاخیر این پیوند انجام شده است . ولی در هر شرایطی بود باید شورا را شکل می دادیم و آیین نامه و ساختار لازم تدوین و تصویب می شد . آقای خاتمی بسیار پیگیر شکل گیری و قوام یافتن نهاد شوراها در کشور بود و اعتقاد داشت که شکل گیری شوراها به نهادینه شدن روحیه مردم سالاری منجر می شود و همین باور ایشان بود که امیدواری و حرکت را در دوستان ایجاد کرد . هر چند برخی دوستان همچنان نسبت به توفیق روندی که شروع شده بود تردید داشتند و در جلسات به آقای خاتمی مطرح می کردند که بهتر است شوراهای شهرهای کوچک یا روستاها با تاخیر تشکیل شود و ابتدا متمرکز بر شکل گیری شوراهای شهرهای بزرگ شویم ، ولی به هر حال تصمیم بر این بود که به صورت همزمان در سراسر کشور شوراها تشکیل شود و این شروعی بسیار سخت و در عین حال طوفانی بود .
تشکیل شورای شهر" تهران" که عنوان "پایتخت"و مرکزیت کشور را به یدک می کشید کانون توجه سراسر کشور بود ، به ویژه آنکه چهره های اجرایی و سیاسی شناخته شده به انتخاب مردم وارد شورا شده بودند . اما یک مشکل اساسی وجود داشت ؛ اکثر دوستانمان مطالعه ای درباره مدیریت شهری نداشتند و با توجه به اقبال مردم نسبت به اصلاح طلبان بدون مطالعه قبلی نسبت به عرصه ای که قصد ورود بدان را دارند در انتخابات شرکت کرده بودند . حتی در ماههای اول هنوز برخی از دوستان نسبت به فلسفه شکل گیری شوراها و حدود وظایف و اختیارات قانونی آن  آگاهی کاملی نداشتند و نمی دانستند که باید چه کاری انجام شود . از طرفی آیین نامه داخلی یا اجرایی هم که وجود نداشت و اصلا ساختاری نبود تا بخواهند درباره آن مطالعه کنند و حتی هنوز محل استقرار شورا مشخص نبود . روزهای اول پس از تشکیل شورا یکی از اقدامات پیدا کردن ساختمانی مناسب برای استقرار شورا بود و حتی جلسات به ندرت برگزار می شد . ساختمانی نوساز در کنار شهرداری تهران بود که آقای کرباسچی آنجا را درست کرده بود ، و قرار بوده به مجمع تشخیص مصلحت نظام تحویل شود ، ولی دوستان مجمع آن محل مورد پسندشان واقع نشده بود . این از اقبال خوب ما بود ، که قرار شد هفت طبقه تا آن ساختمان برای استقرار شورای شهر تجهیز شود . هنوز حتی سالن اصلی صندلی نداشت ، و برای تشکیل جلسات اولیه در سالن صندلی می گذاشتیم و به بحث و تبادل نظر می پرداختیم . همانطور که پیش تر هم گفتم شورای شهر تهران الگویی برای سایر شهرها بود و شوراهای سایر نقاط کشور تمایل داشتند از کارهای ما مطلع شوند تا الگو برداری کنند . اما آنچه مهم بود اینکه دست ما خالی بود ، حتی اسناد و مدارکی که درباره عملکرد مدیریت شهری بود نیز در اختیار وزارت کشور بود و ما چیزی نداشتیم ، این درحالی بود که توقعات بالایی از اولین شورا وجود داشت . ترکیب اعضای شورای شهر تهران هم از میان شخصیت هایی بود که دارای سوابق نمایندگی مجلس ، وزارت و یا استانداری بودند و همین موجب می شد تا انتظارات بیشتر هم شود . از طرفی برخی از دوستان خودمان نیز تصور می کردند تمام فعالیت شورا در جلساتی است که هر دو ماه یکبار باید برای تصحیح اقدامات شهرداری برگزار شود و کار چندانی در شورا ندارند . در مقابل عده ای از دوستان هم مخالف اقدامات شورا برای تصحیح عملکرد شهرداری بودند و کار شورا را صرفا کمک و حمایت از اقدامات شهرداری می دانستند و برخی هم تاکید داشتند که شورای شهر نباید تنها شورای شهرداری باشد بلکه نظارت همه جانبه بر امور شهری را بر عهده دارد، و این نیازمند استقرار تمام وقت اعضای شورا خواهد بود.
 با گذشت زمان اختلافات در میان اعضا بیشتر می شد ، در واقع شروع اختلافات از همین تفاوت دیدگاهها بود که باعث بروز اختلافات جدی تر در شورا شد . پس از ورود به شورا دو فراکسیون نیروهای چپ و یا همان پیرو خط امام و کارگزاران تشکیل شد . آقایان دوزدوزاني ، خسروي و لطفای و خانم وسمقی و نیروهای عضو  جبهه مشارکت که آقاي حجّاريان و خانم جلايي‌پور بودند ، و از دوستان جنبش دانشجویی آقاي دروديان و‌آقاي اصغرزاده و بنده در این فراکسیون نیروهای پیرو خط امام قرار گرفتیم . آقایان نوری ، عطریان فر ، علیزاده طباطبایی ، فروزش ، غرضی و خانم کدیور هم در فراکسیون طیف کارگزاران بودند . چند ماه بعد آقایان نوری ، غرضی و خانم کدیور 

برای شرکت در انتخابات مجلس ششم از شورا رفتند و به جای آنها آقایان محمد حسین حقیقی ، امیر عابدینی و سید منصور رضوی از اعضای علی البدل وارد شورا شدند که در این میان آقای حقیقی عضو حزب مشارکت بود و آقای رضوی از طیف نیروهای راست و آقای عابدینی مستقل بود و به نظر من همین اقدام یعنی استعفا از شورا به خاطر حضور در مجلس اولین ضربه ای  به شورای شهر تهران و در کل نهاد شوراها بود .
با تمام مشکلاتی که پیش رو داشتیم بالاخره با تجهیز ساختمان ، شورای شهر به عنوان نهادی دموکراتیک بسیار شفاف و مردمی مستقر شد ، بحث ها علنی بود و مردم و خبرنگاران می توانستند بیایند و نظاره گر مباحث در شورا باشند ، و طبیعی بود که گاهی مشکلاتی هم پیش می آمد . برخی اوقات بحث های علنی و شفاف و ارتباط مستقیم با افکار عمومی باعث حاشیه سازی و هزینه هایی برای شورا می شد .

پایان بخش دوم – انتشار مطلب با ذکر منبع بلامانع است 

برچسب ها: ، ، ، ،
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ترین
آخرین عناوین